وقف در قران

وقف به معنای ایستادن و توقف کردن است و وقف در قرآن به این معناست که در قرائت قرآن موارد متعددی پیش می آید که نیاز به توقف قرائت خواهیم داشت.

   اما بهتر است ابتدا با انواع وقف آشنا شویم :

1-ابدال ( تبدیل کردن )

  در این نوع از وقف ، حرف آخر کلمه به حرف دیگری تبدیل می شود.

الف ) ۃ -  ـــة  : هنگامی که لازم شد بر روی این حرف( نشانه مونث )  وقف کنیم، در تمام حرکه های خود به صورت « هاء ساکن»  خوانده می شود.

مثال : عِدَّ ۃِ ــــــــ  عِدَّهْ               رَحْمَةٌ ـــــــ رَحْمَهْ

ب)وقف بر تنوین نصب ــًـــ :این تنوین در وقف به صورت « الف مدی »( الف کشیده ) تبدیل می شود.

مثال  : حِساباً ـــــ  حِسابآ     

        هُدَیً  ــــــــ  هُدیٰ   

2- اسکان ( ساکن کردن )

به غیر از مواردی که در وقف ابدال گفته شد در سایر موارد فقط حرف آخر کلمه را ساکن می کنیم.

مثال : مَقاعِدَ ــــــ  مَقاعِدْ

       کِتابِ ــــــ کِتابْ             مِنْهُ  ـــــ   مِنْهْ

مِنْهُ  ـــــ   مِنْهْ

موارد دیگری از وقف نیز وجود دارد ؛

قواعد وقف و ابتدا

يكى از پايه‌هاى مهم ترتيل، رعايت وقف و ابتدا، يعنى دانستن چگونگى ايستادن بر آيه يا بخشى از آن و چگونگى شروع به خواندن قرآن است. چگونگى وقف و ابتدا، دانش مستقلى از علوم قرآن را تشكيل مى‌دهد، اما غالباً در كتاب‌هاى تجويدى نيز به قواعد مهم آن پرداخته مى‌شود.
براى دست‌يابى و بهره‌گيرى عموم مردم از قواعد وقف و ابتدا، دانشمندان، به وضع علايم و نشانه‌هايى در اين‌باره اقدام كرده‌اند كه مهم‌ترين آن‌ها بر روى آيات قرار داده شده است; هم‌چون: مـ‌، ق، ط، لا  و‌...‌.
چون طراح اين علايم، آقاى سجاوندى در كتاب «الوقف و الابتداء» بود، به نام علايم سجاوندى مشهور شد.
چرا در پايان هر آيه كه مى‌ايستيم، حرف حركت‌دار را به صورت ساكن تلفظ‌مى‌كنيم؟علت آن قاعده‌اى است به نام «وقف اسكان»، كه در علم تجويد درباره آن صحبت مى‌كنند. وقف اسكان به معناى ساكن نمودن است; يعنى غير از دو جا (وقف بر «ة‌ـ‌ـة» كه در وقف به هاء ساكن خوانده مى‌شود و وقف بر تنوين نصب كه به «الف‌مدى» تبديل مى‌شود.) در بقيه كلمات، حركت حرف آخر كلمه هرچه باشد، ساكن مى‌شود. در آخر آيات هم، چون ما وقف مى‌كنيم، ناچار حركت حرف آخر كلمه آخر به سكون تبديل مى‌شودمانند: «قُلْ هُوَ اللّهُ احدٌ» كه هنگام وقف «اَحَدْ» خوانده مى‌شود.
«ة» هرگاه در آخر كلمه واقع شود، بر اثر وقف تبديل به «ه» مى‌شود; چرا در زكاة و صلاة يا شهادة اين‌گونه‌نيست؟!در علم قرائت يكى از راه‌هاى وقف، «ابدال» يعنى بدل كردن و عوض نمودن و در اصطلاح قرائت، تبديل «تاء تأنيث» به «هاء» است; مانند: «صلاة» كه تاء تأنيث آن هنگام وقف به «هاء» بدل مى‌شود و تبديل به «صلاه» مى‌شود; مانند: حىّ على الصلاة، و تاء تأنيث «زكاة» و «شهادة» نيز طبق همين قاعده، هنگام وقف به هاء تبديل مى‌شود; يعنى در موارد مذكور نيز چنين است مقصود از وقف در اين‌جا وقف در قرائت است، نه وقف در كتابت; يعنى در اداى حروف و كلمات اين قواعد را رعايت مى‌كنيم، ولى در نوشتن كلمات تصرّف نمى‌كنيم.

طريقه نَفَس‌گيرى در تلاوت قرآن و تقويت نَفَس چگونه است؟در جاهاى متعددى از قرائت مى‌توان بر خلاف قوانين تجويد نفس گرفت; مثلا: در صورت كم آوردن نفس مى‌توان بر سر حرف ساكن داراى صفت شدّت مانند: أ، ج، د، ت، ط، ب، ق، ك...‌، با سرعت نفس گرفته، آيه را ادامه داد. كسانى گرفتار اين مشكل مى‌شوند كه نمى‌توانند نفس خود را با مقامات و نغمات در قرائت قرآن هماهنگ كنند و ناچار قوانين وقف و ابتدا را فداى قوانين آهنگ و نغمات قرآنى مى‌كنند. راه حل گرفتار نشدن در كم آوردن نفس، تقويت علم وقف و ابتداست كه آيات طولانى را به قسمت‌هاى كوتاه تقسيم كرده، وقف نمود.
راه‌هاى تقويت نفس عبارتند از:
1. تمرين در تنفس عميق و افزايش عمق تنفس;
2. ورزش: پياده‌روى، شنا و كوهنوردى;
3. نحوه استفاده صحيح از نفس و هواى بازدم;
4. محدود كردن حروفى كه نفس زيادى مى‌طلبد;
5. تمرين بر روى آيات طولانى و افزايش مقدار آن به صورت تدريجى;
6. غلبه بر اضطراب و استرس در حين قرائت قرآن;
7. مكث قبل از قرائت فراز طولانى و حبس نفس در سينه و سپس قرائت آيه;
8. انتخاب آيات كوتاه يا تبديل آيات بلند به قطعات كوتاه (با رعايت قواعد وقف و ابتدا).
وقف و ابتدا چيست؟ انواع وقف را نام ببريد و علايم آن را توضيح دهيد.باب وقف و ابتدا از مهم‌ترين ابواب قرائت قرآن كريم است و رعايت آن‌ها با معانى و مفاهيم آيات قرآنى ارتباط دارد.
«وقف» در لغت به معناى «حبس و حركت نكردن» است و در علم قرائت: «قطع صوت در حين قرائت، همراه با تجديد نفس و سپس ادامه قرائت» را گويند.
وقف بر دو نوع است:
الف) اضطرارى: نوعى وقف است كه در آن به سبب اتمام نفس، عطسه، سرفه، فراموشى آيه و‌...، قارى ناچار به وقف مى‌شود و طبعاً از روى اضطرار، به هر كلمه‌اى كه رسيد بدون توجه به معناى آن وقف مى‌كند.
ب) اختيارى: وقفى است كه قارى به اراده و تشخيص خود، كلمه‌اى را اختيار مى‌كند و بر آن وقف مى‌نمايد.وقف اختيارى چهار نوع است:
1. تام: اگر بين دو عبارت، هيچ نوع رابطه لفظى و معنوى موجود نباشد، بين دو‌عبارت «وقف تام» خواهد بود.
2. كافى: وقفى است كه در آن، هر يك از دو عبارت براى خود جمله مفيدى است و در لفظ نياز به يك‌ديگر ندارند، ولى در معنا به هم تعلق دارند.
3. حَسَن: وقفى است كه در آن، عبارت اول، تمام و مستقل است، ولى عبارت دوم ناقص است و براى كامل شدن خود نياز به عبارت اول دارد.
اين سه قسم وقف كه ذكر شد، بدون اشكال است.
4. قبيح: وقفى است كه در آن، هر دو عبارت، در لفظ و معنا به يك‌ديگر تعلق دارند و هيچ كدام از آن‌ها به تنهايى جمله مفيد نيست. اين وقف صحيح نيستبرخى از مهم‌ترين علايم وقف عباتند از:
ـ «م»: وقف لازم; وقف الزامى‌است و در صورت وصل، احتمال تغيير مفهوم جمله زياد است.
ـ «قف» و «ط»: وقف مطلق; تأكيد مى‌شود، وقف كنيد. چون موضوع مورد بحث، تمام شده است.
ـ «ج»: وقف جايز; مى‌توان هم وقف و هم وصل كرد.
ـ «ص»: وقف مرخص; به علت طولانى بودن جمله و كمبود نفس، رخصت داده‌مى‌شود تا وقف كنيد و سپس از جاى مناسب شروع به قرائت كنيد.
ـ «لا»: وقف ممنوع; نبايد وقف كرد. اگر به‌طور اضطرارى مجبور به وقف شديد، حتماً بايد برگرديد و دوباره به صورت وصل بخوانيد.
ـ «قلى»: وقف، بهتر از وصل است.
ـ «صلى» و «ز»: وصل، بهتر از وقف است.
ـ «‌...‌‌ـ‌‌...‌»: وقف معانقه; اين علامت سه‌نطقه‌اى اگر بر روى دو كلمه نزديك به هم قرار داده شود، به اين معناست كه در صورت وقف بر هر يك از آن‌ها، بر روى ديگرى نمى‌توان وقف كرد

شرح علايم به كار رفته در هر نوع كتابت (عثمان طه، طاهر خوش‌نويس و‌...) در پايان قرآن با همان كتابت نيز آمده است.
در مورد  علايم قرآنى (غير از موارد وقف و حركات) توضيح دهيد.1. «ه»: علامت زياد بودن حرف و تلفظ نكردن آن است.
2. «صـ»: علامت همزه وصل مى‌باشد; مثل: «انّ الله اشترى».
3. «‌‌‌‌‌‌»: علامت مد و كشيدن است; مثل: «جآء، اولئك».
4. «م»: علامت قلب كردن نون ساكن به ميم; مثل: «منم بعد» كه خوانده مى‌شود: «مِمْ‌بَعدْ».
5. «نِ»: علامت كسره دادن تنوينى كه قبل از يك حرف ساكن واقع شود; مثل: قل‌هو الله احد * الله الصمد كه «قل هو الله احدُنِ‌الله الصمد» خوانده مى‌شود.
6. «س»: علامت اين است كه به جاى «صاد»، تلفظ «سين» نيز جايز است. «و‌الله يقبض و يبصـ‌سـط».
و‌...
در برخى از آيه‌هاى قرآن در پايان آيه علامت «لا» هست; يعنى وقف نكنيد، در حالى كه در پايان آيه‌ها وقف مى‌كنند، وظيفه چيست؟هنگامى كه علامت «لا» در پايان آيه هست، مى‌توان وقف كرد و پايان آيه با ميان آيه تفاوت دارد.

(قواعد التقاء ساکنین)

إلتقاء مصدرثلاثی مزیدبروزن اِفتعال می باشد.حروف اصلی آن (ل – ق – ی)وبه معنای( برخورد) است.

توضیح: هرگاه دوحرف ساکن کنار هم قرار گیرند،برای سهولت تلفظ، اولی راغالباً کسره می دهیم. مانند: شکرتْ المعلمةَ که خوانده میشود>>>> شکرتِ المعلمة

یادآوری (1): فقط حرف مِنْ دردفع التقاء ساکنین مفتوح میگرددوآن درصورتی است که بعدازآن ،اسمی معرفه به الـ آمده باشد.

مانند: مِنْ المدرسةِ که خوانده می شود>>>> مِنَ المدرسةِ

یادآوری (2): اگراسم بعدازمِنْ ،الـ تعریف نداشته باشد حرف مِنْ همان حرکت کسره را میگیرد. نحنُ نفرحُ مِنْ اِنْتصارِالمظلومین که خوانده میشود >>>> مِنِ انْتصارِ.

تذکرة: قابل ذکر است که همزه باب إفتِعال ، همزه وصل است ودر وسط جمله وبعدازحرف ساکن، کتابت می شود اما تلفظ نمی شود.

یادآوری (3): دردفع اِلتقاء ساکنین ، میم ضمیر جمع ، مضموم میگردد.

 مانند هُمْ المُفلحونَ که خوانده میشود  >>>> هُمُ الْمُفلحونَ

تذکره: حرف میم با ضمه مطابقت وهمخوانی داشته وقریب المخرج است.

یادآوری(4): الف) هرگاه دوحرف ساکن دردو کلمه باشندواولی حرف علّه ازجنس لین باشد،حرف اول باحرکت مجانِس خودش تلفظ می گردد.

مانند: اِخشَیِ اللهَ.    ولاتَخشَوُاالقَومَ.

دردوکلمه بالا حرف ی با کسره وحرف و باضمه همخوانی دارد.

تذکره: به دوحرف واو ویاء ساکن ماقبل مفتوح ، حروف لین گویند که به نرمی ادا میشود مانند: لَوْ – بَیْن

ب) اگرساکن اول، حرف مدباشد ، نوشته میشود ولی خوانده نمی شود.

مانند: اُدعُواالنّاسَ   - داعِی القومَ

تذکره: کلمه قاضیانِ به هنگام اضافه شدن ، نون مثنی حذف شده والف آن به دلیل دفع التقاء ساکنین خوانده نمی شود.